اسفستان اوغلی

اسفستان اوغلی

شعرای سراب

شعرا و ادباي شهرستان سراب

مقدمه

مردم شهرستان سراب به مباحثه و شعر و شاعري علاقه خاصي معطوف مي دارند و اگر اوقات فراغتي پيدا كنند محفلي تدارك ديده و به مشاعره و تفسير مي پردازند بطوري كه اگر با يكي از اهل اين فن همراه باشي يا خود شعر گويد ، يا شعر شاعر ديگري را نقد و بررسي ميكند. روي همين اصل در شهرستان سراب شعرا زياد به پا خاسته اند و به خاطر ارادت خاص به اهل بيت عصمت و طهارت بيشتر شعرهايشان به مرائي و مداحي اهل بيت پيامبر و معصومين (ع) است . چون با ذكرهمه اسامي شعراي منطقه و آوردن نمونه شعري ازآنها به درازا ميكشد فقط به نوشتن چند تن ازشعرا دراينجا اكتفا ميكنيم و نوشتن همه آنها را به فرصي ديگر وا ميگذاريم.

شاه قاسم انوار

يكي از بزرگان صوفيه ي ايران درپايان سده ي هشتم و آغاز سده ي نهم هجري ‍‍‌» سيد معين الدين علي بن نصيربن ابوالقاسم حسين سرابي » معروف و ملقب به قاسم انوار و معروف به شاه قاسم انوار است كه آثار جالبي به نظم و نثر فارسي دارد و در شعر بيشتر «قاسم » و « قاسمي» وگاهي  « قاسم انواري » تخلص كرده و در روزگار خويش از مردان بزرگ و نام آور و متنفذ ايران بوده . وي به سال 757 هـ ق در سراب به دنيا آمده و در ربيع الاخر سال 837 در قصبه ي «خرجرد» ولايت جام از دنيا رفته است .

شرح زندگاني و سرگذشت قاسم انوار در تواريخ ادبي و سياسي ايران آمده است و مخصوصأ مرحوم « سعيد نفيسي » در مقدمه ي كتاب « كليات قاسم انوار » در يك صد دوزاده صفحه به طوركامل بيان داشته و مهمترين اسناد را درباره ي وي از 33 كتاب معروف آورده به نقد و بررسي پرداخته است. نفحات الانس جامي و  تذكره الشعراء دولتشاه سمرقندي از آن جمله است. خاورشناس معروف انگليسي ادوارد. ج. براون در مجلد سوم « تاريخ ادبي ايران » بحث خاصي درباره ي قاسم انواردارد. و محمدعلي تبريزي مدرس دركتاب « ريحانة الادب » آخرين كسي ا ست كه درباره ي قاسم انوار بحث كرده است و چنين مي گويد :

«قا سم انوا ر، عارفيست فاضل، شاعر ماهر، ا زاكا برصوفيه... دراصول طريقت و سيرو ملوك پست ارادت به سلطان صدرالدين اردبيلي، جد عالي سلاطين صفويه داده و درخدمت آن پيرو روشن ضميررياضات بسيارمي ميكشيده و هم ازطرف او به لقب قاسم انوار قرين افتخارگرديده وصحبت شاه نعمت الله ولي ماهاني را نيز دريافته درقزوين و سمرقند وگيلان و هرات و خراسان سياحت هاكرده و درهرات

به ارشاد عباد آغازيده و حل توجه عامه گرديده ونفوذ فوق العاده داشته و به همين جهت شاهرخ ميرزا درهراس شده و صلاح شاهي را دربيرون شدن قاسم ازهرات ديدند. قاسم مدتي دربلخ و سمرقند امرارحيات كرده و مشمول مراحم الغ بيك گرديده و عاقبت دراثناي مراجعت به وطن خود درقريه ي خرجرد نامي ازبلاد جام از مضافات نيشابور به مناسبت لطافت آب و هوا اقامت كرده تا در سال 837 در همان جا وفات يافته » . او چهاربار پياده سفرحجازكرده ازآثاراو . 1- انيس العشقين كه منظومه مثنوي فارسي است 2- ذكره الاولياء يا مقامات الاعارفين كه نيز مثنويست3- ديوان شعرغزليات و قطعات و رباعيات كه ديواني خوب و اكثرآن در تصوف و نصايح بوده 4- امامت 5- حوارئيه 6- سند خرقه لمحا قاسم انوار .

وي مانند مولانا جلال الدين در بند لفظ نبوده و در پي معني گشته و مقصود وي از شاعري بيان كردن افكار بلند حكيمانه و عارفانه ايست كه داشته است. خاصيت عمده ي شعراو مانند مولانا جلال الدين اينست كه مشحون و مملو ازآيات قرآن و بيشتر ازايشان و تعبيرات بزرگان تصوف است.

بعضي ازاين اشعارتركي است و بعضي به لهجه هاي محلي و فارسي است.

نمونه اي از اشعار اوست كه:

اي عاشقان، اي عاشقان، هنگام آن شد كز جهان

مرغ دلم طيرات كند بالاي هفتم آسمان

كاشانه را، ويران كنم ميخانه را عمران كنم

در لامكان جولان كنم، چونا در كنستم رطل گران

(نفيسي، عقيقي بخشايشي، ج 2، ص 876)

 

مهدي بيك

از ايل اسپرلوست كه در ميان شقاقي سراب وگرمرود باشند، مدتي در تبريز خدمت ميرزا خدادادخان دنبلي و بيگلر بيگي آنجا بسر برده و اواخر عمرش در اصفهان گذرانيده و دركاروانسراي فيل آنجا در تاريخ 1214 به سراي آخرت خراميده است

(تربيت، ص 364).

مهدي شاعر بي باك و نترس بود مثنوي ليلي و مجنون را به شكل هزل گفته بود

كه برخلاف انتظار مورد پسند عبدالرزاق دنبلي قرارگرفته بود (تذكر، شعراي، آذربايجان شرقي، ص 158).

نمونه اي از اشعار اوست:

خطا به گرد عارض، لعل تو چوق سر بركشد

خطي از عنبر به گرد جنت و كوثركشد

سليمان اميني

نامش سليمان اميني درسال 1301 شمسي درقريه «خاكي » سراب متولد شده و تحصيلات خود را در مكتب پدرش ملاجواد اميني العلما فراگرفته است.

اميني مردي نيك نفس و متدين و خيرخواه و شاعري مذهبي و طبع موزوني داشت و اغلب اشعارش نوحه مي باشد او خط خوبي هم داشت. از آثار او عبارتند از: 1- گل هاي خودرو با مقدمه ي استاد شهريار 2- ديواني به نام « نواي نينوا» كه به زبان تركي سروده و در تبريز چاپ شده است . اميني در سال 1354 ش در تبريز وفات كرده.

از اوست: « شمع وحدت »

شكر لله راه دركوي، لا في داريم ما

بار بر دربار ارباب صفا داريم ما

همنشين با زمره ي دارندگان باطنيم

روي دل صبح ، مسا سوي خدا داريم ما

(همان، ص 164 ، 163)

هاشم طرلان

نامش هاشم و درسال 1306 شمسي متولد شده است. درهفت سالگي شروع به تحصيل كرده و به علت علاقه ي شديد به ادبيات ازكلاس پنجم به شعرگفتن شروع كرده است.

در سال 1317 شمسي در روستاي زنگين آباد سراب مسكن گزيد و در جنگ جهاني دوم به تهران آمده و مشغول تجارت شده است. پس ازواقعه ي 21 آذر1325 مدتي در زندان مانده بود. طرلان مجموعه اشعاري به نام « آلولي شعرلر» به چاپ رسانيده است. از اوست :

اونودوم كؤنلومون كدرين دئيه               گزديم بوائللري من آدديم- آدديم

اما اوره كيمين هرتسلي سين                 آختاريب يئنه ده، وطنده تابديدم

(همان، ص 177)

أقازاده عليايي

نامش آقازاده عليايي فرزند تقي در سال1306 ش در اطراف سراب متولد شده است. ديپلم متوسطه و مدرك رشته ي معماري را در تهران گرفته و 22 سال در هنرستان تدريس كرده و در اغلب روزنامه ها و مجلات و مقالات ادبي، شعر مي نويسد و « عليا » تخلص ميكند.

اغلب آثار او به چاپ رسيده از آن جمله: كتاب « آذري نغمه لر»، « احساس من » ، « بانك پدري» و « وصيت نامه » ، « نقشه كشي ساختمان »، «چهل و يك درس » مي باشند.

ا ز اوست:

خادم خلقيم، چونا اهل قلم خدمتگزار         بهرروزي گوهر انديشه نفروشيم ما

(همان، ص 81-180)

خليفه محمد (عاجز)

دركتاب دانشمندان آذربايجان مي خوانيم: از نواحي سراب وگرمرود است، دلي پر آتش و شوق و سري از شرار عشق پردود دماغي از شور محبت شعله اندود دارد....

از اهل تقوي بوده و دعا و اوراد آبا و اجداد ايشان نفس گرمي داشته اند و خود خليفه در نوشتن خط غبار اعجوبه روزگاراست متن دعا و قرآن را چنان طرح ريزي ازخطوط كندكه اگرنستعليق باشد به عينه خط ميرعماد است و اگرطرحي ازثلث آورد بهتر از خط ملاعلاء تبريزي است و اصل خط او نسخ است به نازكي غبار، تعويز تولد و ادعيه مفيد، نگارد و اشعارش به زبان تركي بوده و تخلص او عاجز است و ديوانش در تبريز چاپ شده، هفتاد و سه ساله مرده در مقبره- سرخاب مدفونست (تربيت، ص 141).

واقف (مير زا) جو ا د

از زندگي ايشان اطلاع دقيقي نداريم. آنگونه كه تعريف كرده اند از شعراي قرن اخير است كه در سال 1263 متولد و در سال 1326 فوت كرده اند و در امام زاده سراب دفن شده اند. طبعتند و قوي داشته و بيشتر اشعارمراثي داشته است در شهرسراب زبانزد عام وخاص است.

اين اشعارواقف آينه ايست تمام نماي از اوضاع سياسي و اجتماعي و چياول و غارت سراب درقرن اخير:

آزقا لدي، داغدا، ياي لاقنا، شاهسوق گله

گزلنمگه، سچان يواسي، خلقه گن گله

آزقالدي، عالمين، عملي هرج، مرج اولا

ايرانه قتل، غارت ايچون هرگلن گله

يورتچي قورتاردي مالي داراشدي آت اشگه

شهره اينانمايون گلن ايلدن گون گله

مشروطه شرط بالتاسني ترسه باشلادي

شهري كسير توسه يامان قالدوخ انگله

دوتدي اياق جريمه ايله رشوه تازدن

آي خانا داغت جريمه ايله رشوه تازدن

آي خان داغت يواسني آي ملاچنگله

فعله گورنده اوغروني، شلواري قزدورو ر

تيزاب شير... توكلور بند رتگله

در هجو شيخ الاسلام گفته است:

شيخ الاسلام خدادان نقدر غافلمش

نجه بي رحم، مروت نجه آهن دلمش

گجه شامنان سورا بيليد يك قلعه جون منزلمش

نتيجه منزل در و ديوارگنه ايلن زلمش

گلدي چرخ چرخ سسي صبح اولدي هامو دوشدي يولا

بير نفر جاهلش بير نفر آهلمش

مير عزيزده چاروقن گيدي قوشولدي بولارا

پاپياده يولا دوشدي ايله بيل كي فيلمش

گون چخاندا يتوشوب اوج داناسوت قارداشنا

بيري شنگول بيري منگول بيركوفلنگلمش

عصر وقتي يتوشوب واسمشا جوخ سرعتلن

گون چخوب قار اريوب كپرونون آتلي سلمش

يتوشوب تبريزه ميرهاشم اوين آلدي خبر

دامه ميرها شمنن زال طرفندن المش

انجمنه يتوشوب ملابوردي داناتك

دانا بوطايفنين آلتند ابسملمش

قالاقم كندي اوگون ازوزملا يوسوفدان شروشور

يا پپاسي آلتي سيه سشمه سي بش زنبلمنش

بيليوان كاودوشي آغزندا دواق اوچ قپلي

بيرگزل گوزطاباغي سوقت اردبيلمش

أمرغارتده گدن يدي دابان سيز جورابين

اوچي بوته اوچي شمله بريده ميلملمش

يپي نين اوچ تولاسيب سهواولونون غارتده

بيري پسته، بيري مستان، بيري ده فلفلمش

(نبئي، ص 214،215)

 ميرزا جبار اظهري

مرحوم ميرزا جبار اظهري فرزندكربلايي علي اكبر سرابي در سراب به دنيا آمد و در تاريخ اول آبان ماه 1341 (هـ ش) دار فاني كرده است. آرامگاه او در قبرستان

معروف به امام زاده در خارج از محوطه حياط امام زاده در مدخل درب غربي در پاي ديوار بدون سنگ قبر، قرار دارد.

اظهري يكي از منقدين و مصلحين جامعه خويش به شمار مي آيد، او با طبع شعري كه داشته در برابر ظاهر اهل ريا و تزوير ساكت ننشسته و در قالب طنز موزون به نقد واقعيات زندگي و مسائل اجتماعي جامعه ي خويش پرداخته وخواهد مردم با انديشه اي نو در مسير دست يافتن به زندگي نيكوترگام بردارند.

دفتر شعري به نام «آينه انتقاد» از او به جاست كه در مقدمه ي كوتاهي كه بر آن نوشته غرض از تنظيم اين ادبيات راكه به زبان محلي سروده شده، تنوير افكار و تربيت اخلاق اجتماعي، بيان داشته است.

ابياتي از اين مجموعه با عنوان (ريورتاژ) يا (نماي سراب) را مي خوانيم:

اي عاشق اولان كشور ايرانه سرابلي

آماج اولونان تهمت و بهتانه سرابلي

مشروطه قيامنده ويروبسن نچه قربان

عباس حسين قاره كيمي شانلي رجب خات

قانون هدفي قلبده محبوبه سي ايران

بدگونده قويان جانني ميدانه سرابلي

مرحوم اظهري، سواد را از مكتب خانه هاي قديمي سراب كسب كرده در مسائل ديني و مذهبي اعتقاد و پاي بندي آگاهانه داشته، به سرورآزادگان حسين بن علي (ع) ارادت خاصي داشته و درمناقب و مراثي آن حضرت شعري سروده است.

اشعار مرحوم اظهري در اين زمينه در مجموعه مراثي تركي «انتك آل » موجود است.

وي از افراد سرشناس مشروطه خواه و در ميان هم شهري هايش به « جبار جمهور» معروف بوده است.

او علاوه بر هنر شاعري در نقاشي نيز دستي نازك داشت و تابلوهاي نفيس و قيمتي او در بسياري از خانه ها يافت مي شود.

خانم زهره اظهري، استاد هنرمند و نقاش با ذوق، كه هم اكنون در اين حرفه مشغول هنرآموزي به جوانان مستعد شهرمان مي باشند، بي شك اين موهبت الهي را از پدر بزرگشان مرحوم ميرزا جبار به يادگار دارند.

جا دارد يادي از اكبر اظهري، فرزند مرحوم ميرزا جبار، داشته باشيم، خوشبختانه ايشان در حال حاضر در قيد حياتند و دركارهاي فرهنگي و ادبي فعاليت دارند كه به تازگي مجموعه شعري به نام « عؤمر بستاني » از ايشان منتشر شده؛ در وصف علي (ع) گويد:

به بلنداي جالان نام علي است        دور گردون همه اش رام علي است

اصل عدل، شرف، عزت را          نقطهي اول و اتمام علي است

بر الف ليل فضيلت دارد              ليله القدر همانا شام علي است

سيدجوا د ابوترابي

استاد سيدجواد ابوترابي در سال 1300 خورشيدي در شهر سراب متولد مي شود. از 9 سالگي به كسب علم و دانش اشتياق فراوان از خود نشان داده و در مكتب عالماني چون شيخ ابوالقاسم احقري و حاج ميرزا حسين محدثي و... به تحصيل قرآني و ادبيات مي پردازد.

از نوجواني به شعر علاقمند شده و سرآغاز شعر را با سروده هاي مذهبي و رثايي آغاز ميكند. ازكودكي براي تأمين معاش و هزينه مكتب كارگري ميكند.

در سال 1322 به دامنه هاي سبلان عزيمت نموده و به مدت 10 سال در طايفه ي مغانلو اقامت ميگزند. استاد در اين مدت به تدريس كودكان طايفه ي فوق مشغول گرديده و به عنوان وكيل تام الاختيار ان طايفه در امور حقوقي به فعاليت مي پردازد. رفتار و منش انساني و صادقانه ي وي او را به چهره اي محبوب و مشهور مبدل مي سازد، چنانكه در آنجا به نام ايشان چندين محال (يور) و رودخانه نامگذاري ميگرددكه هنوز نيز به آن نام شناخته مي شوند.

در سال 1333 ازدواج كرده و به اتفاق همسرش براي اقامت دائمي به شهر سراب مراجعت مي نمايد.... و سرانجام پس از سال هاي سال فعاليت در عرصه ادبيات، روز 25 اسفند ماه 1378 رخت از جهان فاني مي بندد.

او عمري سالك راه حقيقت و طريقت بود و از اين است كه هماره عرفان در اشعارش موج مي زند:

دئديم عشق نئدور دئيد معنا دير              ساحيل سيز توكنز درين دريا دير

او درياده هر قطره بير موسي دير   اوزي دريا، اوزي طور سينا دير

اسفستان وبلاگی
[ 91/12/11 ] [ 23:47 ] [ مهدی عمیدی ] [ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،